معنی واژه ماهرخ رفتن
5 بازدید
[ رُ رَ تَ ] (ص مرکب) اصلاً اصطلاح شکار است و بمعنی مواظب و مراقب بودن و کمین تولهٔ شکاری در اطراف شکار است تا وقتی شکارچی سر برسد و توله شکار را رم دهد و شکارچی او را هدف قرار دهد. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). به قصد برجستن خود را گرد کرده بی حرکت مترصد صید بودن چنانکه گربه برای گرفتن گنجشک و سگ شکاری برای صید شکار. نشستن چون نشستن گربه برای جستن به گنجشکی یا موشی. جمع و مترقب نشستن گربه برای گرفتن موش و دده برای گرفتن صید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || این اصطلاح سپس بمعنی هر نوع کمین کشیدن و مترصد بودن و حمله کردن استعمال شده است. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده): کبک در زیر پلو بنهفته رخ، من ماهرخ همچو توله در کمین کبک پهلوی بنه. حکیم سوری (از فرهنگ عامیانه ایضاً).