معنی مانید
7 بازدید
(اِ) چون جرم است، چون کاری یا سخنی کردنی و گفتنی نکند یا نگوید گویند مانید او را، یعنی بماند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ۱۱۰). به معنی جرم و گناه و تقصیر هم آمده است چنانکه کسی کار کردنی و سخن گفتنی را نکند و نگوید گویند «مانید او را باشد» یعنی گناه از اوست و گناه کار اوست. (برهان) (آنندراج). گناه و جرم و تقصیر و خطا و قصور و درماندگی و سهو و غفلت. (ناظم الاطباء): دریغ مدحت چون زر و آبدار غزل که چابکیش نیاید همی به لفظ پدید اساس طبع بپایست نک قوی تر از آن ز آلت سخن آید همی همه مانید.رودکی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۱۰). || (فعل ماضی) یعنی گذاشت و نهاد و رها کرد، و چون کسی را کاری که باید کرد نکند و سخنی که باید گفت نگوید گویند «مانید» یعنی وانهاد. (برهان) (آنندراج). فعل ماضی «مانیدن»MMMماندن. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || (اِ) پس افتاده . بقیه. و عرب آن را بر موانید جمع بسته است به معنی باقی مالیاتی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مانید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر