معنی مانگ

معنی مانگ

9 بازدید
(اِ) به معنی ماه باشد که قمر است. (برهان). ماه را گویند. (فرهنگ جهانگیری). به معنی ماه است. (انجمن آرا) (آنندراج). مانک. ماه. (ناظم الاطباء). از اوستا، «مونغ». این کلمه در بعضی لهجه های ایرانی باقی مانده؛ کردی، «مانگ» «منگ»«مهنگ» (ماه). در طبری نیز «مانگ». (حاشیهٔ برهان چ معین): به گرمی بدیشان یکی بانگ زد کز آن بانگ تب لرزه بر مانگ زد. عنصری (از انجمن آرا). نتابد پیش مهر روی او مانگ که از شش دانگ حسن اوست یک دانگ.؟. مه آتش پرستی ته دیم ور قدیمه بهاره، بهشته، مهر و مانگه، نه دیمه . رضا قلیخان هدایت (انجمن آرا ذیل دیم). وی مانگ قسم یه چنی برزه ماچ دوس کردن و ترس و لرزه . (ترانهٔ کردی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || به معنی آفتاب هم به نظر آمده است و به معنی اول اصح است. (برهان). خورشید. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مانگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید