معنی مانو

معنی مانو

6 بازدید
(اِ) صدا و آواز بازگشت و رد آواز. || صوت و آواز. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || روح و جان. || آوازه و شهرت. (ناظم الاطباء). شایعه. خبر. (از فرهنگ جانسون).
(اِ) نام نخستین ماه از سال جلالی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
(اِخ) هندیان نوع بشر را زادهٔ وجودی مقدس می شمارند و آن وجود را مانو می خوانند و معتقدند که مجموعهٔ قوانین ایشان موسوم به «مانوادار مازاستر» از آثار اوست. مجموعهٔ قوانین مانو در زبان سانسکریت منظوم است. (از اعلام تمدن قدیم فوستل دوکولانژ، ترجمهٔ نصراللََّه فلسفی). در اساطیر هندی پسر «براهما» و پدر نوع بشر شمرده شده است. (از قاموس الاعلام ترکی).
(اِخ) دهی از دهستان پاریز است که در بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «مانو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید