معنی مانندگی کردن
5 بازدید
[ نَ نْ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) تشبه. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). خود را به کسی یا چیزی شبیه کردن : اگر شیعه خود را مولای سادات... دانند... مانندگی کردن ایشان با آل ساسان گبر آفتاب پرست، الاغایت حرامزادگی... نباشد. (کتاب النقض ص ۴۴۷). || تشبیه کردن : به سامم نکردید مانندگی نه مانند زالم به دانندگی.فردوسی. و فاطمه را تشبیه و مانندگی به حورالعین کرده اند. (تاریخ قم ص ۱۹۶).
کلمات همقافیه با «مانندگی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر