معنی مانش

معنی مانش

8 بازدید
(اِخ) ایالت پنجاهم فرانسه در کنار دریای مانش که قسمتی از نورماندی را شامل است. شهرهای عمدهٔ آن «سن-لو»، «سن-پرف»، «اورانش»، «شربورگ» و «کوتانس»، است. این ایالت از چهار ناحیه و چهل وهشت بخش و ششصدوسی وهشت دهستان تشکیل یافته و در حدود ۶۴۱۲ کیلومتر مربع وسعت و ۴۵۱۹۳۹ تن سکنه دارد. در این ایالت بیشتر مردم به کار کشاورزی و تربیت گاو و صید ماهی اشتغال دارند و یک پنجم مردم آن در کارهای صنعتی از قبیل بافندگی و ذوب فلزات و کشتی سازی و تولید وسایل برقی سرگرمند. (از لاروس).
(اِخ) دریائی منشعب از اقیانوس اطلس که درشمال فرانسه و جنوب بریتانیا واقع است و برای اتصال فرانسه به انگلستان از راه غیرآبی مدتهاست که نقشهٔ احداث تونلی را در زیر این دریا فراهم آورده اند. (از لاروس).
(اِخ) قسمت جنوب شرقی «کاستیل جدید» (اسپانی) و سرزمینی خشک ولم یزرع است که بوسیلهٔ «سروانتس» نویسندهٔ معروف در کتاب «دون کیشوت» مشهور و جاودانی شده است. (از لاروس).

کلمات هم‌قافیه با «مانش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید