معنی مانستن

معنی مانستن

5 بازدید
[ نِ تَ ] (مص) مانند شدن به چیزی (فرهنگ رشیدی). به صفت چیزی شدن باشد یعنی شبه و مانند و نظیر شدن. (برهان) (آنندراج). مشابهت داشتن و نظیر و مانند شدن. (ناظم الاطباء). ماندن. شبیه بودن. تشبه. مشابهت. تشابه. شباهت. مضاهات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). شبیه کسی بودن در هیئت و صفت. نظیر بودن. مانند بودن. از: مان (ماندن) +ستن (پسوند مصدری). جزء اول از ریشهٔ «من»(اندیشیدن، تصور کردن). نولدکه «مانستن» را از ریشهٔ «ما»، سانسکریت، مانه (عکس، تصویر، ظهور، مشابهت) می داند. هوبشمان مانستن را با توانستن قیاس کرده گوید: بنابراین مانستن (شبیه بودن) همچنان که نولدکه گفته ممکن است از مان (مانند، شبیه) مشتق باشد. (از حاشیهٔ برهان چ معین): زیرا که موی او به زر کشیده مانستی. (تاریخ سیستان). راست به حوا مانست. (تاریخ سیستان). چه مانستی به ویسه دایهٔ پیر کجا باشد کمان مانندهٔ تیر.(ویس و رامین). خواجهٔ بزرگ در این تعزیت بیامد و چشم سوی این باغچه کشید که بهشت را مانست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۴۵). راست بدان مانست که در آن باب سوگند گران داشته است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۹۰). وی را در روزگار نظیر نبود به همهٔ بابها و روزگار، او عروسی آراسته را مانست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۱). و راست بدان مانست که امروز بهشت و جنات عدن یافته اند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۰). که دیو تست این عالم فریبنده تو در دل دیو ناکس را چه مانستی. ناصرخسرو. از عکس ریاحین او پر زاغ چون دم طاوس نمودی و در پیش جمال او دم طاوس به پرزاغ مانستی. (کلیله و دمنه). هلال عید را مانست چرخ بیلک اندازت که بگشادند از او روزه وحوش از کشتهٔ دشمن. کریمی سمرقندی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). از آب چشم عزیزان که بر بساط بریخت به روز باران مانست صفهٔ بارش.سعدی. و رجوع به ماندن شود.

کلمات هم‌قافیه با «مانستن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید