معنی ماموسة
4 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) مانند ماموس است. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). از نامهای آتش است. (اقرب الموارد). و رجوع به ماموس شود. || فلات. (از اقرب الموارد). || (ص) زن گول بدزبان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گویند زن احمق نادان. ضد صناع . (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ماموسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر