معنی مامطیر
6 بازدید
[ مَ ] (اِخ) شهرکی است [ از دیلمان به ناحیت طبرستان ] با آبهای روان و ازوی حصیری خیزد سطبر و سخت نیکو که آن به تابستان به کار دارند. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۴۵). در قرن دهم هجری بارفروش (بابل) در محل سابق مامطیر بنا شد. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۷۱). شهری به مازندران. بارفروش. بار فروش ده. بابل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مازندران در همین لغت نامه و استرآباد رابینو و تاریخ طبرستان تألیف ابن اسفندیار ج ۱ ص ۷۳ شود.
کلمات همقافیه با «مامطیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر