معنی ماماخمیره
4 بازدید
[ خَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) بازیچه ای که از خمیر کنند اطفال را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || زن یا دختری فربه با رویی گرد و سپید. زن یا دختری پرگوشت با صورتی مایل به استداره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مثل ماما خمیره؛ زنی، سفیدی بسیار بر روی مالیده. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «ماماخمیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر