معنی ماماجیمجیم
4 بازدید
(اِ مرکب) در تداول عامه، نوعی حلوا از جنس حلوا جوزی که آن را به صورت قرصهای پهن و نازک (به بزرگی نان شیرمال و نازکتر از آن) سازند و روی آن کنجد یا شاهدانه پاشند. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). قسمی از حلوا ارده که برنج بو داده در میان دارد. برنج برشته کرده به حلوای ارده آغشته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ماماجیمجیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر