معنی ماما

معنی ماما

6 بازدید
(اِ) مادر. (ناظم الاطباء). مادر. ام. والده. زن که کودکی یا کودکانی زاده است. در زبان اطفال، نه نه. مامان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی مامات دف دورویه چالاک زدی. (منسوب به رودکی از احوال و اشعار ج ۳ ص ۱۰۴۶). نشود مرد پر دل و صعلوک پیش ماما و بادریسه و دوک.سنائی. هست مامات اسب و باباخر تو مشو تر چو خوانمت استر.سنائی. هر شیرخواره را نرساند به هفت خوان نام سفندیار که ماما برافکند.خاقانی. گفت ماما درست شد دستم چوگل از دست دیگران رستم.نظامی. و رجوع به مامان شود. || قابله. باراج . ژم. ماماچه. (ناظم الاطباء). آنکه زن حامله را در هنگام زادن یاری کند و بچهٔ او را بگیرد. طبیب گونه ای که مواظب سلامت زائو و بچهٔ اوست گاه زادن و چند روز پس از آن. مام ناف. پازاج. پیشدار. قابله. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - امثال: ماما آورده را مرده شو می برد. نظیر: العادة طبیعة ثانیة. با شیر اندرون شده با جان بدر شود. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۳۹۴ و ج ۱ ص ۲۵۷). ماما که دوتا شد سر بچه کج بیرون می آید.نظیر: خانه ای را که دو کدبانوست خاک تازانوست، آشپز که دو تا شد آش یا شور است یا بی مزه. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۳۹۲ و ج ۱ ص ۲).

کلمات هم‌قافیه با «ماما»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ما» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید