معنی مالکانه
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) هفت مغز بود، حلوایی خشک است. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۴۹۷). نام حلوایی است که از برنج پزند و آن در گیلان متعارف است و بعضی گویند حلوایی است خشک و آن از هفت مغز سازند که مغز بادام و مغز گردکان و زردآلو و شفتالو و پسته و فندق و چلغوزه باشد. (برهان). مالکا. حلوایی است که از برنج پزند و بیشتر در گیلان باشد و بعضی گفته اند حلوایی است که از چند مغز سازند. (فرهنگ رشیدی). نام حلوایی است که بیشتر در گیلان پزند و خورند و او را مالکا نیز گویند. (انجمن آرا) (از آنندراج): کار من خوب کرد بی صلتی هرکه او طَمْع مالکانه کند. ابوالعباس (از لغت فرس چ اقبال ص ۴۹۷). || خرمای قصب را نیز گویند. (برهان). نام قسمی از خرما که خرمای قصب نیز گویند. (ناظم الاطباء). || بمعنی قضیب نیز گفته اند لیکن بدین معنی در لکانه گذشت. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). بدین معنی لکانه است و یا «قصب» در معنی پیشین به «قضیب» تصحیف شده. (حاشیهٔ برهان چ معین).[ لِ نَ / نِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) منسوب به مالک. درخور مالک. مخصوص مالک. آنمقدار از محصول که سهم مالک شود. حق مالک. || همچون مالک. در مقام مالک :
کلمات همقافیه با «مالکانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر