معنی مالن
6 بازدید
[ لِ ] (اِخ) قریه ای به هرات دارای میوه های نیکو. (چهارمقاله چ قزوینی ص ۳۱): و میوه های مالن و کروخ در رسید که امثال آن در بسیار جایها بدست نشود. (چهارمقاله با تعلیقات معین ص ۴۹). و رجوع به مالین و مالان شود.
کلمات همقافیه با «مالن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لن» برای سرودن شعر