معنی مالق
6 بازدید
[ لَ ] (معرب، اِ) مالهٔ زمین. (دهار). ماله که بدان زمین کشت را هموار و برابر کنند. (منتهی الارب) (آنندراج). مأخوذ از فارسی، ماله ای که بدان زمین کشت را هموار و برابر کنند. (ناظم الاطباء). آنچه برزگر بدان زمین شیار کرده را هموار کند و عبارت لسان چنین است: چوبی عریض که با رسن به دو گاو بسته شود و مرد بر آن ایستد و گاوان آن را کشند. (از اقرب الموارد). || مالهٔ گلکاران. (منتهی الارب) (آنندراج). مالهٔ گلکاری. (ناظم الاطباء). مالهٔ گلکار، معرب مالهٔ فارسی است. (از اقرب الموارد). و رجوع به مالج و ماله شود.
کلمات همقافیه با «مالق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر