معنی مالخورده
7 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) عاملی که در اموال دیوان تصرفات بی وجه و غاصبانه کرده. (فرهنگ فارسی معین): بدان مثال که ولات عمال مال خورده را طلب کنند... (نفثةالمصدور چ یزدگردی ص ۶۷).
کلمات همقافیه با «مالخورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر