معنی مالاکلام
4 بازدید
[ کَ ] (ع ص مرکب) آنچه در آن جای سخن و مجال حرف زدن نباشد. (آنندراج). مأخوذ از تازی، ناگفتنی و غیرقابل تقریر و بی گفتگو و بی چند و چون و بی چانه. (ناظم الاطباء): ادرار مدام و انعام مالاکلام تمام دور دور و عهد عهد مقرر و مسلم دارند. (ترجمه محاسن اصفهان ص ۱۲۰). اگر مورخ اندیشه کند که چیزی نویسد که محقق و مالاکلام باشد. (رشیدی).
کلمات همقافیه با «مالاکلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر