معنی ماعون
6 بازدید
(ع اِ) نیکویی و احسان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نیکویی. (از اقرب الموارد). || باران. || آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || هرچه بدان سودی و نفعی باشد و همدیگر را عاریت دهند مانند تبر و تیشه و دیگ و دلو و جز آن و قماش خانه. (منتهی الارب). هرچه بدان سود جویند یا هرچه عاریت دهند مانند تبر و تیشه و دیگ و جز آنها از اسباب خانه. (از اقرب الموارد). قماش خانه چون دیگ و تبر و مانند آن. (ترجمان القرآن، ص ۸۵). اسم جامعی است مر اثاث البیت را مانند دیگ و کاسه و تبر و تیشه و دول و جز آن. ج، مَواعین. (ناظم الاطباء). اسباب خانه مثل دیگ و تابه و آتش و کلند و مثل آن. (آنندراج) (غیاث). در حدیث نبوی است که مراد از ماعون تبر و دیگ و دلو و اشباه آن است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رخت خانه. اثاث البیت. (یادداشت ایضاً). || بندگی و فرمانبرداری. (منتهی الارب). طاعت و بندگی و انقیاد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زکوة. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || آنچه بازدارند از طالب و آنچه بدهند آن را، از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنچه بازدارند از طالب و آنچه بازندارند از وی و بدهند آن را. (ناظم الاطباء). || و قوله تعالی {/Bوَ یَمْنَعُونَ اَلْمََاعُونَ ۱-۳۱۰۷:۷/} و ابوعبیده گفت: ماعون در جاهلیت هر منفعت و عطیه و در اسلام طاعت و زکوة است. و گویند اصل ماعون، معونة است و الف عوض از تاء است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ضرب الناقة حتی اعطت ماعونها؛ ای بذلت سیرها. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).(اِخ) سورهٔ صد و هفتمین از قرآن کریم، مکیه و آن هفت آیت است، پس از قریش و پیش از کوثر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ماعون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر