معنی ماطع
6 بازدید
[ طِ ] (ع ص) به پیش دهان و به دندان پیشین خورنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خالص. (از اقرب الموارد). - بیاض ماطع ناطع؛ سفیدی خالص. (از اقرب الموارد). - هو ماطع ناطع؛ ای خالص. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماطع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طع» برای سرودن شعر