معنی ماضر
5 بازدید
[ ضِ ] (ع ص) اسم فاعل از مضر و مضور. (از اقرب الموارد). || شیر ترش زبان گز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شیری زبان گز پیش از ستبر شدن. (از اقرب الموارد). شیری زبان گز و تیز پیش از کلچیدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || شیر نیک سپید. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر