معنی ماشین کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) به وسیلهٔ ماشین تحریر مطلبی را نوشتن. || بریدن زیادتیهای موی سر و ریش با ماشین سلمانی. کوتاه کردن موی با ماشین سلمانی. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || دوختن پارچه ای با چرخ خیاطی. چرخ کردن.
کلمات همقافیه با «ماشین کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر