معنی ماشیة
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص، اِ) ستور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ستور. چهارپا. مال. چاروا. چارپا. ج، مواشی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || ستور بسیارزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || شتر و گوسفند. ج، مواشی. (منتهی الارب) (آنندراج). شتر و گوسفند و بعضی گاو را هم ماشیه گفته اند. (ناظم الاطباء). شتر و گوسفند و گاوی که برای نسل و خوردن باشد و در مصباح گوید: «ماشیة، مال از شتر و گوسفند را گویند... و بعضی گاو را ماشیة شمارند» و راغب اصفهانی گوید: «ماشیة یعنی گوسفندان و آن از ناقة ماشیة مأخوذ است برای تفاؤل به کثرت آن.» (از اقرب الموارد). و رجوع به مواشی شود. - صدقات ماشیة؛ زکات سوائم از شتر و گاو و گوسفند غیر عوامل و غیر معلوفه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مرأة ماشیة، زن بسیارفرزند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ماشیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر