معنی ماشلا
6 بازدید
[ شَ ] (اِخ) نام زنی بود که بر بالین عذرا آمد پنداشت مرده است. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۹): زنی مر تن شاه را بد بلا زن بدکنش نام او ماشلا. عنصری (لغت فرس ایضاً).
کلمات همقافیه با «ماشلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر