معنی ماسی
13 بازدید
(ع ص) کسی که به اندرز احدی التفات نکند و نشنود آن را. (آنندراج). رجلٌ ماسٍ ؛ مردی که به پند و اندرز احدی التفات نکند و نشنود آن را. (منتهی الارب ذیل مسی) (ناظم الاطباء). مردی که به پند کسی توجه نکند. (از اقرب الموارد). و رجوع به ماس شود.(از ع، ص) بی پروا و بی باک را گویند. (برهان). مأخوذ از تازی . بی باک و بی پروا و بی ترس. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر