معنی ماسوی
5 بازدید
[ سَ وا ] (ع اِ مرکب) ماسوا. جز. بغیر از: کلالة؛ ماسوای پدر و پسر است. (منتهی الارب). - ماسوی اللََّه؛ جز خدا. خلق. مخلوق. ممکنات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماسوا شود.
کلمات همقافیه با «ماسوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر