معنی ماسط
6 بازدید
[ سِ ] (ع ص، اِ) هر چیز شور که شکم راند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آب و گیاه شور شکم ران. (منتهی الارب) (آنندراج). آب شور و گیاه شور که شکم راند. (ناظم الاطباء). آب شور که شکم راند. (از اقرب الموارد). || گیاهی است تابستانی که شکم شتر راند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ سِ ] (اِخ) آبکی است شور مر بنی طهیه را. (منتهی الارب). نام آبکی شور. (ناظم الاطباء). نام آبی کوچک و شور است بنی طهیه را در بلاد بنی تمیم. (از اقرب الموارد). و رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «ماسط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سط» برای سرودن شعر