معنی ماستی
4 بازدید
(ص نسبی) منسوب به ماست. آلوده به ماست: دست و دهانش ماستی شده است. || حرف برخورنده. متلک. حرف مفت. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). - ماستی به کسی گفتن؛ متلک گفتن و حرف مفت زدن به کسی. کار بد کسی و نقطهٔ ضعف او را به رخش کشیدن و سخنان برخورنده و بد گفتن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).(اِخ) از دیههای مرو است. سمعانی آنرا ماستین آورده است. و نیز گویند که ماستی از قراء بخاراست. (از معجم البلدان). و رجوع به ماستین شود.
کلمات همقافیه با «ماستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر