معنی ماستو
4 بازدید
(اِ مرکب) ماستونه. ماستینه. دوغ صاف کردهٔ ستبر کردهٔ خشک کرده. || ماستوا. آش ماست. (از ناظم الاطباء) (از جانسون). و رجوع به ماست با و ماستابه شود.
کلمات همقافیه با «ماستو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر