معنی ماستبند
6 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) کسی که ماست می سازد و شیر را ماست می کند. (ناظم الاطباء). کسی که مایهٔ ماست را به شیر زند تا ماست ببندد. آنکه ماست کند از شیر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): یک صباحی بوقت، شاگرد ماست بندی از در مدرسهٔ بابا می گذشته و ظرفی ماست داشته. (مزارات کرمان ص ۴۱، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نبندد لب از جستجوی پنیر دهد ماست بندش اگر جوی شیر. ملاطغرا (از آنندراج ذیل ماست).
کلمات همقافیه با «ماستبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر