معنی ماستابه
4 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِ مرکب) ماستاوه. دوغ صاف شدهٔ ستبر کردهٔ خشک کرده. (ناظم الاطباء). دوغ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || ماستبا. آش ماست. (ناظم الاطباء). دوغبا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مضیره. (زمخشری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آب که از ماست جدا شود در مدتی چون ماست زده را برگیرند. آب که از ماست دست خورده زهد. آبی که از ماست جدا شود با چکیدن از کیسه و جز آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ماستابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر