معنی ماساژ دادن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) مالش دادن عضوی با دست یا با وسائل طبی، برای تولید آرامش و رفع کوفتگی و خستگی یا برای لاغر شدن عضو. مشت و مال دادن. و رجوع به ماساژ شود.
کلمات همقافیه با «ماساژ دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر