معنی مازیاری
5 بازدید
(اِ) نوعی از حلوی. مازیارج. (زمخشری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مازیاره. مازیانه. (ناظم الاطباء). مازیاره. در فرهنگ رشیدی می گوید: مازیاره قسمی طعام بود. در فرهنگ شعوری می نویسد: مازیاره و مازیاری و مازیانه قسمی حلواست. در فرهنگ اسدی به خط خسروی کرمانشاهی می گوید شطرنج بود (محتمل است تصحیف شیرینی باشد) در المؤید بنقل سروری مازیاره چیزی است خوردنی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مازیاره و مازیای شود.[ ] (ص نسبی) منسوب است به مازیار که از فرقهٔ خرمیه می باشد. (از انساب سمعانی). و رجوع به مازیار شود.
کلمات همقافیه با «مازیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر