معنی مازر

معنی مازر

6 بازدید
[ زَ ] (اِ) مازریون. (فهرست مخزن الادویه). ذافنوبداس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ذافنی ویداس و ذافنبداس و مازریون در همین لغت نامه شود.
[ زَ ] (اِخ) نام شهری به اصقلیه (صقلیه). (نخبة الدهر دمشقی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). شهر کوچکی است در جزیرهٔ صقلیه (سیسیل) (از وفیات الاعیان). شهری است در صقلیه. بعضی از شارحان صحیح بدانجا منسوبند. (از معجم البلدان). شهری است به مغرب از آنجاست شارح صحیح مسلم (منتهی الارب).
[ زَ ] (اِخ) دهی میان اصبهان و خوزستان، از آن است عیاض بن محمدبن ابراهیم ابهری مازری (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «مازر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید