معنی مازحة
6 بازدید
[ زِ حَ ] (ع ص) مؤنث مازح. (ناظم الاطباء). زن مزاح کننده. زن بذله گو. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مازحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر