معنی مازاغ
6 بازدید
(ع فعل ماضی، اِ مرکب) اصل کلمه ما (حرف نفی) +زاغ مفرد غایب فعل ماضی است و اشاره است به آیهٔ کریمه {/Bمََا زََاغَ اَلْبَصَرُ وَ مََا طَغی ََ ۱-۶۵۳:۱۷/}(قرآن ۵۳/۱۷)؛ یعنی آن حضرت صلی اللََّه علیه و آله در شب معراج در مقام قرب نگردانید چشم را بسوی دیگر اشیا و نه بی فرمانی کرد از حکم خدا. ما نافیه و زاغ صیغهٔ ماضی از زیغ که به معنی کجی و میل کردن است. (از آنندراج) (از غیاث). این ترکیب در ادبیات فارسی بصورت اسم مرکب بکار رفته و به مُهر و سرمه تشبیه شده است. مهر مازاغ داشتن یعنی نظر به چپ و راست نکردن، به چیزی ننگریستن : از سرخ و سپید دخل آن باغ بخش نظر تو مهر مازاغ. نظامی (لیلی و مجنون چ وحید ص ۱۴). که اشارت است به داستان شب معراج که رسول اکرم به هیچ جانب ننگریست و تنها متوجه حضرت حق بود: چشم او را که مهر مازاغ است روضه گاه برون این باغ است.نظامی. زان گل و زان نرگس کان باغ داشت نرگس او سرمهٔ مازاغ داشت.نظامی. ز حوران گرچه صحن باغ پر بود دو چشمش سرمهٔ مازاغ پر بود. عطار (اسرارنامه چ گوهرین ص ۱۹).
کلمات همقافیه با «مازاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر