معنی مازار

معنی مازار

7 بازدید
(فعل نهی) مخفف میازار است که منع از آزار دادن باشد یعنی آزار مده. (برهان) (آنندراج). کلمهٔ فعل یعنی میازار و آزار مده. (ناظم الاطباء). دوم شخص مفرد نهی از «آزردن». میازار. نیازار. آزار مده. (فرهنگ فارسی معین). مخفف میازار است . (انجمن آرا): ما زار به عشق تو و دل غمزدهٔ تست زین بیش دل غمزدهٔ ما را مازار. هدایت (از آنندراج). || آزرده مشو. (آنندراج) (انجمن آرا): گر به فرمان سخنی گفتم مازار از من زانکه جرم است در آن حضرت نافرمانی. فتوحی (در عذرخواهی از انوری، از آنندراج).
(اِ) عطار و گیاه فروش را گویند. (برهان). عطار و دوافروش. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مازار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید