معنی مازار
7 بازدید
(فعل نهی) مخفف میازار است که منع از آزار دادن باشد یعنی آزار مده. (برهان) (آنندراج). کلمهٔ فعل یعنی میازار و آزار مده. (ناظم الاطباء). دوم شخص مفرد نهی از «آزردن». میازار. نیازار. آزار مده. (فرهنگ فارسی معین). مخفف میازار است . (انجمن آرا): ما زار به عشق تو و دل غمزدهٔ تست زین بیش دل غمزدهٔ ما را مازار. هدایت (از آنندراج). || آزرده مشو. (آنندراج) (انجمن آرا): گر به فرمان سخنی گفتم مازار از من زانکه جرم است در آن حضرت نافرمانی. فتوحی (در عذرخواهی از انوری، از آنندراج).(اِ) عطار و گیاه فروش را گویند. (برهان). عطار و دوافروش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مازار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر