معنی مار افعی
5 بازدید
[ رِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قسمی از مار که افعی نیز گویند. (ناظم الاطباء): چو مار افعی بر خویشتن همی پیچید ز نیم ضربت آن مارپیکر آتش و آب. مسعودسعد. جهان چون مار افعی پیچ پیچ است ترا آن به کزو در دست هیچ است.نظامی.
کلمات همقافیه با «مار افعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر