معنی ماریوس
6 بازدید
(اِخ) سردار و سیاستمدار روم. (۱۵۷-۸۶ ق.م.) وی فرزند خانواده ای ساده و بی جاه و جلال بود. او با «متلوس»، یکی از سران اعیان روم درآویخت و خود را قهرمان مردم جلوه گر ساخت و مردم او را به کنسولی و جانشینی «متلوس» و سرداری سپاه آفریقا در جنگ با «جوگورتا»برگزیدند. او در سال ۱۰۵ ق.م. بر پادشاه «نومیدها» (جوگورتا) پیروز گردید. و سپس با درهم شکستن توتونها در سال ۱۰۲ ق. م. و «سیمبرها» بر وجههٔ ملی خود افزود ولی دستهٔ اعیان به ریاست «سولا» که در شرق فاتح شده و موجب دور ساختن ماریوس از روم گردیده بود امتیازاتی بدست آوردند. چون «سولا» مجدداً از روم بسوی شرق رفت ماریوس به روم بازگشت و مخالفان خود را بکشت و مجدداً به مقام کنسولی رسید ولی هنوز مجلس نمایندگان را با خود موافق نساخته بود که درگذشت. (از لاروس). و رجوع به تاریخ روم تألیف آلبرماله ترجمهٔ زیرک زاده صص ۵۰-۱۶۰۱ و اعلام تمدن قدیم فوستل دوکلانژ ترجمهٔ نصراللََّه فلسفی شود.
کلمات همقافیه با «ماریوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر