معنی مارگیر

معنی مارگیر

4 بازدید
(نف مرکب) افسونگر مار. (ناظم الاطباء). که مار گیرد. مار گیرنده. مارافسای. مارافسار. مارافسان. افسونگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). حاو. حواء. (منتهی الارب): مار است این جهان و جهانجوی مارگیر از مارگیر مار برآرد همی دمار. عمارهٔ مروزی (از امثال و حکم دهخدا، ج ۳ ص ۱۳۸۴). گر از دشت قحطان یکی مارگیر شود مغ ببایدش کشتن به تیر.فردوسی. مارگیری رفت سوی کوهسار تا بگیرد او به افسونهاش مار.مولوی. مار است حرص دنیا دنبال آن مرو دانی که چیست عاقبت حرص مارگیر. ؟ (امثال و حکم دهخدا ج ۱ ص ۱۴۵). تکیه بر مال جهان هرگز کسی چون من نکرد مال من چون مار گشت و من بسان مارگیر. (امثال و حکم ایضاً). - امثال: مارگیر را آخر مار کشد، نظیر: سبو به راه آب می شکند. (امثال و حکم دهخدا، ج ۳ ص ۱۳۸۷). || کسی که مارهای زنده را بگیرد و در جعبه ها کند و با معرکه گیری و نشان دادن آنها بمردم روزگار گذراند. (فرهنگ فارسی معین). || کنایه از محیل و مکار. (آنندراج) (از ناظم الاطباء): حرف زنار سر زلف تو ورد زاهد است از کجا این مارگیر آموخت افسون مرا. ملامحمد صالح شوشتری (از آنندراج). آخر رقیب سالوس آن طرهٔ رسا را ترسم بدست آرد از لب که مارگیر است. اسماعیل ایما (از آنندراج). || (اِ مرکب) یکی از گونه های کبر. توضیح اینکه این گیاه را «خیارشنگ» نیز نامند. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «مارگیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید