معنی ماروسپند
6 بازدید
[ پَ ] (اِخ) نام یکی از مشاوران و مصلحت اندیشان خسروپرویز. (از فهرست ولف): بباشد به آرام ماروسپند نباید که آرند بروی گزند. (شاهنامه چ بروخیم ج ۹ ص ۲۹۰۸). وزان شهر تا خان ماروسپند که بود اندر آن شهریار بلند.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ماروسپند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر