معنی مارو
5 بازدید
(اِ) به معنی مادر است که والده باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || به زبان هندی نام مقامی است از موسیقی. (برهان) (آنندراج). نام نوایی از موسیقی. || نام آلتی از موسیقی. || طبل. (ناظم الاطباء).(اِ) الوف الوف الوف الوف الوف، در مراتب شانزده گانه عدد نزد فیثاغوریین. (رسائل اخوان الصفا، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر