معنی ماره

معنی ماره

6 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) دفتر حساب باشد و آن را اواره نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری). دفتر حساب، مخفف آماره. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). به معنی حساب و محاسبهٔ دفتر باشد. (برهان) (ناظم الاطباء). ماره MMMمارMMMامارMMMآمار، از ریشهٔ «مر» به معنی بخاطر آوردن و شمردن. (حاشیهٔ برهان چ معین): ز دروای ما هرچه بایست نیز نوشته است بر مارهٔ گنج و چیز. اسدی (از فرهنگ جهانگیری). || آمار. (فرهنگ فارسی معین). || مهره را نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). ماره MMMمهره. (حاشیهٔ برهان چ معین): بخش عدو از گنج و قسمت تو تا گنج بود، مار باد و ماره. مختاری غزنوی (از فرهنگ جهانگیری). || به معنی سکه و مهر انگشتر هم آمده است. (برهان). سکه و نگین انگشتری و مهر. (ناظم الاطباء). در جهانگیری و رشیدی به معنی «مهره» آمده و ظاهراً برهان «مهره» را «مهر» خوانده است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به معنی قبل شود.
[ مارْ رَ ] (ع ص) مارة. تأنیث مارّ. گذرنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || رهگذر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - حق الماره؛ حقی که رهگذر بر میوهٔ باغی و جز آن دارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (اصطلاح فقهی) حقی که بموجب آن رهگذر که از جوار درخت میوه یا زراعت حسب الاتفاق می گذرد، بتواند بدون اذن صاحب آن بخورد ولی نبرد. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی).
[ ] (اِخ) (تلخی) موضعی است در دشت آشور و ایتام به مسافت سفر سه روز از محل عبور بنی اسرائیل از دریا. برخی را گمان چنان است که ماره در نزد عین حواره در وادی اماره واقع است و آب این چشمه بسیار تلخ است ولی بعضی آن را غرقه دانسته اند. (قاموس کتاب مقدس).
[ رِ ] (اِخ) دوک باسانو و سیاستمدار فرانسوی (۱۷۶۳-۱۸۳۹ م.) او در سال ۱۸۱۱ وزیر امور خارجهٔ کشور فرانسه و در دوران «صدروزه» دبیر کل دولت بود. (از لاروس).

کلمات هم‌قافیه با «ماره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید