معنی مارن
5 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) نرمهٔ بینی. (دهار). بینی یا سر آن یا نرمهٔ بینی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). بینی و گویند کنارهٔ آن و گویند آن قسمت از بینی که نرم باشد و آن جزء استخوان بینی است. ج، موارن. (از اقرب الموارد). به معنی سربینی آن قدر که نرم باشد. (غیاث). قسمت نرم از بینی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (ص) نیزهٔ نرم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).(اِخ) ایالتی است که در مشرق منطقهٔ پاریس واقع است و بوسیلهٔ رود مارن مشروب می شود. مرکز آن «شالون سورمارن» و شهرهای عمدهٔ آن «اپرنای»، «ریمس»، «سنت منه هولد» و «ویتری لوفرانسوا» است. این ایالت ۵ ناحیه و ۳۳ بخش و ۶۴۳ دهستان و ۸۲۰۵ کیلومتر مربع وسعت و ۴۸۵۳۸۸ تن سکنه دارد. قسمت شرقی این ایالت جنگلی است و بیشتر مردم آن به امور کشاورزی و تولید لبنیات اشتغال دارند. در قسمت غربی این سرزمین که «ریمس» و «اپرنای» و... را تشکیل می دهد امور صنعتی رایج است و دو پنجم سکنهٔ آن سرگرم امور صنعتی هستند. صنایع این نقاط بیشتر در زمینهٔ مواد غذائی و پارچه بافی و تصفیهٔ فلزات و الکترونیک و امور مربوط به شراب سازی است. (از لاروس).(اِخ) رودی است در فرانسه که از فلات «لانگر» سرچشمه گرفته و «شامون»، «ویتری لوفرانسوا» و «شالون سورمارن»، «اپرنه»، «شاتوتیری» و «مو» را مشروب می سازد و وارد رود سن می گردد. (از لاروس).
کلمات همقافیه با «مارن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر