معنی مارستان
7 بازدید
[ رِ / رَ ] (اِ مرکب) معرب بیمارستان است. (دهار) (منتهی الارب). بیمارستان را گویند و آنرا به تازی دارالشفا خوانند. (جهانگیری). بمعنی مارسان است که بیمارستان و دارالشفا باشد. (برهان). بمعنی بیمارستان لیکن به فتح «راء» است و معرب. بیمارستان است، نه آنکه مار بمعنی بیمار باشد و کلمه مرکب است چون نگارستان. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (از آنندراج). به عربی دارالشفا گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). تعریب بیمارستان. شفاخانه. دارالمرضی. مریضخانه. بیمارخانه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): بردش از قصر چون نگارستان همچو دیوانگان به مارستان. جامی (از آنندراج). و رجوع به المعرب جوالیقی ص ۳۱۲ شود.
کلمات همقافیه با «مارستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر