معنی ماران
5 بازدید
(اِ) جِ مار یعنی مارها. || آهنگران. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).(اِخ) یا سراب ماران نام رودی است به خرهٔ خزل نهاوند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).(اِخ) دهی از دهستان بخش حومهٔ شهرستان شهرضا است که ۳۱۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «ماران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر