معنی مارا
6 بازدید
(اِخ) انقلابی فرانسه. یکی از رؤسای انقلاب فرانسه، مقتول بدست «شارلت کورده». (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فیزیکدان و سیاستمدار فرانسه (۱۷۴۳-۱۷۹۳ م.) و نویسندهٔ «دوست توده» و یکی از محرکین کشتارهای سپتامبر در انقلاب کبیر فرانسه بود. او در کنوانسیون نمایندهٔ گروه «منتانیارد» بود و به «دوموریه» و «ژیروندنها» حمله می کرد و خود را در محاکمهٔ شاه (لوئی شانزدهم) بسیار با حرارت و جدی نشان می داد. او بدست «شارلوت کورده» بقتل رسید. (از لاروس).(اِ) مادهٔ بختی. عمعاق [ کذا ]گوید: یکی دبه درافگندی به زیر پای اشتربان یکی بر چهره مالیدی مهار مادهٔ مارا. (لغت فرس اسدی چ اقبال صص ۱۹-۲۰).
کلمات همقافیه با «مارا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر