معنی ماذیة
6 بازدید
[ ذی یَ ] (ع ص، اِ) می آسان فروشونده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آن می که آسان به گلو فرورود. (مهذب الاسماء). || زره نرم یا زره سفید. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). زره نرم و زره سپید درخشان. (ناظم الاطباء). زره نرم و فراخ. (مهذب الاسماء). || زن. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «ماذیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر