معنی ماذی
6 بازدید
[ ذی ی ] (ع اِ) عسل سفید یا تازه یا خالص یا نیکو و جید. (از اقرب الموارد). انگبین سپید. (منتهی الارب) (آنندراج). انگبین سپید و تازه و انگبین بی آمیغ و نیکو و جید. (ناظم الاطباء). عسل سپید. عسل تازه. عسل خوب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || سلاح آهنین هرچه باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). سلاح هرچه باشد. || زره نرم و آسان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ماذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر