معنی ماذریون
6 بازدید
[ ذَ ] (اِ) دارویی است. برای استسقا و قی مجرب است. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۴۰۳). نام گیاهی داروئی. (ناظم الاطباء). درختی است شیردار بقدر درخت سماق و سه قسم. (حاشیهٔ الابنیه چ بهمنیار ص ۳۲۴): ماذریون را انواع است. و بهترین آن بود که برگش بزرگ و تنک بود و اما آنکه برگش خرد و ستبر بود یا تنک و دراز یا جعد بود بد باشد و قوتش چون قوت شبرم است بل قویتر از او. (از الابنیه چ مرحوم بهمنیار ص ۳۲۴). و صمغ ماذریون فربیون است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ور بدرویشی زکاتت داد باید یک درم طبع را از ناخوشی چون مار و ماذریون کنی. ناصرخسرو (دیوان ص ۴۰۵). بطعم شکر بودم بطبع ماذریون چنان شدم که ندانم ترانگبین از ماز. مجلدی. رجوع به الابنیه چ بهمنیار ص ۳۲۴ و فربیون و مازریون شود.
کلمات همقافیه با «ماذریون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر