معنی ماخور
6 بازدید
(اِ) خرابات را گویند که شراب خانه و بوزه خانه و قمارخانه باشد. (برهان) (آنندراج). میخانه. میکده. خرابات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): علم داری مرو به عادت و رسم کعبه با تست بگذر از ماخور. امیر حسینی سادات (یادداشت ایضاً).(ع اِ) مأخوذ از می خور فارسی بمعنی خرابات. (از ناظم الاطباء). معرب می خوار یا آنکه عربی و مشتق از «مخرت السفینة» می باشد بدان جهت که مردم آمد و رفت مینمایند. ج، مواخر و مواخیر. (از منتهی الارب). خرابات. ج، مواخیر. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (از زمخشری). || مجلس فسق. (زمخشری) (از اقرب الموارد). جایی که در آن شراب نوشند و قمار کنند. || خرابات نشین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آنکه بسوی خرابات رود. (ناظم الاطباء). آنکه بسوی خرابات برد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ماخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر